اینقدر گریه کردم که چشمهام به زور باز میشن،شادیهای من و روزهای آرامش من همیشه کوتاهترین ها هستن،من میمونم و باز کش دادنهای بی منطق اتفاقات

از حوصله توضیحم خارجه ،فقط در میکشم ،درد



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایلگار | نظرات ()